X
تبلیغات
اجتماعی سوم راهنمایی

اجتماعی سوم راهنمایی

مدرسه شهید فهمیده شهرستان ایذه

حکومت ما چه ويژگي هايي دارد ؟

بسمه تعالی

حکومت ما چه ويژگي هايي دارد ؟

مردم هر سرزميني براي زندگي کردن روش خاصي دارند و حکومت هاي گوناگوني را تجربه مي کنند . به نظر شما چه عواملي موجب تعدّد و تنوع حکومت در کشورهاي مختلف جهان شده است ؟

تفاوت در حکومت ها به تفاوت در دين ، فرهنگ  و تاريخ  هر کشور بستگي دارد .

يکي از مهمترين ملاک هاي طبقه بندي نوع حکومت ، ميزان توجه به قوانين الهي است . بر اساس اين حکومت ها را مي توان به دو دسته ي عمده تقسيم کرد :

الف - حکومت الهي

ب- حکومت غير الهي

در يک حکومت الهي ، فرد يا گروهي به نمايندگي از طرف مردم طبق دستورات و قوانين

خداوند بر آنان حکومت مي کند . هدف اصلي اين حکومت رشد و سعادت مردم است .

حکومت الهي داراي ويژگي هاي زير است :

1- قوانين آن بر اساس دستورات خداوند باشد و نمايندگان مردم قوانين مخالف دستورات الهي را تصويب نکنند .

2- رهبري آن در دست فردي باشد که احکام و دستورات خداوند را به خوبي بداند تا بتواند راه الهي را تشخيص دهد ، سياستمدارباشد ، بينش اجتماعي داشته باشد ، با تقوا باشد . مردم ايران درسال 1357 عليه حکومت ظالم و ستمگر شاهنشاهي به رهبري امام خميني (ره) انقلاب کردند و به پاي صندوق هاي رأي رفتند و به حکومت جمهوري اسلامي رأي دادند .

بعضي از انواع حکومت هاي غير الهي عبارتند از :

حکومت مطلقه (استبدادي)  Å حکومتي است که در آن اعمال قدرت يک يا چند نفر بر گروه يا جامعه اي بدون مشارکت ديگران صورت مي گيرد و قدرت حاکمه و اختيارات نامحدود به شخص ظالم و مستبدي مثل سلطان واگذار شده است . شخص ظالم اصولاً خود را قانون مي داند و خود را سايه و مظهر قدرت خدا در زمين معرفي مي کند .

حکومت مشروطه سلطنتي Å در اين نوع از حکومت ، سلطنت حق ثابت شاه است  و به فرزندانش به ارث مي رسد . اختيارات پادشاه بر خلاف سلطنت مطلقه طبق قانون محدود مي شود . پارلمان و قانون اساسي دارد و اختيارات به سه قوه مقننه ، مجريه و قضائيه واگذار شده و پادشاه مسئوليتي در قبال کارها ندارد اما امکانات زيادي در اختيار پادشاه است مثل حکومت انگلستان

 

 

حکومت اريستو کراسي يا اشرافي Å حکومتي است که شخصي يا گروهي به اعتقاد برتري نژاد ي بر مردم حکومت مي کنند . حکومت اشراف و برگزيدگان و يا گروهي کوچک از افراد ممتاز يا طبقه بالا و صاحب امتياز و با نفوذ از يک طبقه يا گروهاي اجتماعي که از حقوق و امکانات مخصوص برخوردارند .

 

حکومت مردم بر مردم يا دموکراسي Å مقصود از دموکراسي، حکومت مردم است که معمولاً باتوجه به آراء اکثريت مردم از طريق انتخابات نمايندگان مجلس ملي اجرا مي گردد .

وجه مشخصه دموکراسي اصل تبعيت اقليت از اکثريت و به رسميت شناختن آزادي و حقوق مساوي افراد و اتباع است . بنابر اين در اين نوع حکومت منشأ اصلي تصميم گيري ، مردم هستند .

 

 

 

 

 

حکومت جمهوري اسلامي ايران هم  مردمي است و هم الهي است زيرا :

1- مردمي است چون مردم آن افرادي را به نمايندگي از طرف خود براي به دست گرفتن و اداره ي کشور انتخاب مي کنند .

2- الهي است چون قوانين آن بر اساس دستورات خداوند بناشده است .

 

 

 

حکومت اسلامي کشورما از نوع ولايت فقيه است يعني سرپرست آن ، شخصيتي روحاني ، مسلط به احکام ديني و مطلع از سياست و اداره ي جامعه است .

 

×ارکان حکومت جمهوري اسلامي ايران عبارتند از :

1- قوه ي مقننهÅ که وظيفه ي قانون گذاري را بر عهده دارد .

2- قوه ي مجريه Å که وظيفه ي اجراي قوانين را بر عهده دارد .

3- قوه ي قضائيه Å که وظيفه ي نظارت بر اجراي قوانين را بر عهده دارد .

4- رهبري Å که مهم ترين رکن حکومت اسلامي است و با اختياراتي که قانون اساسي به او مي دهد بر کار سه قوه نظارت دارد .

5- مجلس خبرگان Å که از متخصصان امور ديني تشکيل شده و وظيفه آن ، انتخاب رهبر و نيز تشخيص صلاحيت رهبري بر اساس معيارهاي قانون اساسي است .

 

 

 

دو رکن قوه ي مقننه عبارتند از :

1- مجلس شوراي اسلامي

2- شوراي نگهبان

 

شوراي نگهبان از 6 نفر فقيه منتخب رهبري و 6 نفر حقوقدان تشکيل مي شود که وظيفه دارد قوانيني که در مجلس تصويب مي شوند با احکام اسلامي و قانون اساسي مخالفت نداشته باشد .

 

رهبر ي از طريق :

عزل و نصب فقها ي شوراي نگهبان برÅ قوي مقننه نظارت مي کند 

عزل و نصب ورئيس قوه قضائيه بر Å قوه ي قضائيه نظارت مي کند

امضاي حکم رياست جمهوري يا عزل وي بر Å قوه ي مجريه نظارت مي کند .

 

 

حضرت محمد (ص) فرمودند :

هر که زمامدار مردم شود و ستمشان نکند و با آنها سخن کند و دروغشان نگويد و وعده شان دهد و تخلف نکند وي از جمله کساني است که مروتش به کمال رسيده و عدالتش نمايان گشته و برادري با وي واجب و غيبتش حرام است .

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

درس 5 – حكومت ما چه ويژگيهايي دارد؟

بسمه تعالی

درس ۵ – حكومت ما چه ويژگيهايي دارد؟

تفاوت درحكومت ها به تفاوت در دين، فرهنگ و تاريخ هر كشور بستگي دارد يكي از مهم ترين ملاك هاي طبقه بندي حكومت ها، ميزان توجه آنها به قوانين الهي است و بر اين اساس در يك حكومت الهي فرد يا گروهي به نمايندگي از طرف مردم طبق دستورات و قوانين خداوند بر آنان حكومت مي كند.
در اين نوع حكومت، فرد يا گروه حاكم بر مردم نه بر اساس تشخيص خود بلكه بر پايه ي دستورات الهي، تعاليم پيامبران و اولياي خدا عمل مي كند. در حكومت الهي ، هدف اصلي رشد و سعادت مردم است.

آيا مردم حكومت ما را انتخاب كرده اند؟

تاريخ كشور نشان مي دهد كه از گذشته هاي دور همواره شاهان بر جان و مال مردم تسلط داشته اند و قانون نيز همان اراده شاهان بوده است.
پس از گذشت ساليان دراز مردم دريافتند كه حكومت يك نفره، يك حكومت خودكامه است و باعث گمراهي مي شود. از اين رو در سال 1357 عليه حكومت ظالم و ستمگر شاهنشاهي انقلاب كردند و به رهبر و راهنمايي عادل كه راه خدا را تشخيص مي داد روي آوردند و با او پيمان بستند كه هميشه به راه خدا بروند. پس به پاي صندوقهاي رأي رفتند و به حكمت جمهوري اسلامي رأي دادند.  

  حكومت ما الهي است.
حكومت الهي حكومتي است كه :

اولاً : قوانين آن بر اساس دستورات خداوند باشد و نمايانگر مردم قوانين مخالف دستورات الهي را تصويب نكنند.
ثانياً : رهبري آن در دست فردي باشد كه احكام و دستورات خداوند را به خوبي بداند تا بتواند راه الهي راتشخيص دهد. سياستمدارباشد تا بتواند از منافع و حقوق مردم در برابر ستمگران دفاع كند، با دشمنان مردم شجاعانه برخورد كند، بينش اجتماعي داشته باشد، به فكر مردم باشد و شرايط اجتماعي آنها را درك كند، با تقوا باشد و با مردم به عدالت رفتار كند.

حكومت جمهوري اسلامي ايران نيز بر پايه اين دو ويژگي استوار است.
اولاً : قانون اساسي كشور ما بر اساس احكام قرآن نوشته شده است. قوانيني نيز كه در مجلس شوراي اسلامي به تصويب مي رسند، نبايد با قوانين الهي و دستورات خداوند مخالف باشند.
ثانياً : امام خميني (ره) بنيانگذار اين حكومت، شخصيتي روحاني، آگاه از دين اسلام و اشنا با امور مردم ، حكومت اسلامي را در كشور ما ايجاد كردند. اكنون نيز رهبري حكومت اسلامي در دست فقيهي است كه از مسائل زمان آگاه است. بر همين اساس مي گوئيم كه حكومت اسلامي ما از نوع ولايت فقيه است يعني سرپرست آن ، شخصيتي روحاني، مسلط به احكام ديني و مطلع از سياست و اداره جامعه است.  

  اركان حكومت ما چيست؟

حكومت ما هم مردمي است و هم اسلامي. به هيمن دليل آن را جمهوري اسلامي مي نامند. اركان حكومت جمهوري اسلامي ايران عبارتند از :

1. قوه مقننه : قوه مقننه وظيفه قانونگذاري را برعهده دارد. در حكومت ما مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان وظيفه قانونگذاري را به عهده دارند و دو ركن قوه مقننه هستند. همه ي قوانين در مجلس شوراي اسلامي به تصويب مي رسند.
قوانيني كه در مجلس تصويب مي شوند نبايد با احكام اسلامي و قانون اساسي مغايرت داشته باشند، تشخيص دادن اين امر به عهده ي شوراي نگهبان است. شوراي نگهبان از شش نفر فقيه منتخب رهبري و شش نفر حقوقدان تشكيل مي شود.

 

2- قوه مجريه:
اين قوه مسؤوليت اجراي اين قوانين را برعهده دارد و از دولت و سازمانهايي كه تحت نظر دولت به اجراي قوانين مي پردازند، تشكيل مي شود. آنها موظف اند كه بر كار و فعاليت هاي همه مؤسسات كشور نظارت داشته باشند. رئيس قوه مجريه رئيس جمهور است.

3- قوه قضاييه :
اين قوه مسؤوليت نظارت بر اجراي قوانين را برعهده دارد. از ديگر وظايف قوه قضاييه ، رسيدگي به تخلفات و اختلافات موجود در جامعه است.

4- رهبري :
مهم ترين ركن حكومت اسلامي، رهبري آن است. رهبر حكومت اسلامي كه فقيهي عادل و مطلع از امور زمان و سياستمداري درستكار است. با اختياراتي كه قانون اساسي به او مي دهد، به اين ترتيب بر كار سه قوه قضاييه، مقننه و مجريه نظارت دارد:
- عزل و نصب فقهاي شوراي نگهبان (نظارت بر قوه مقننه)
- عزل و نصب رئيس قوه قضاييه ( نظارت بر قوه قضاييه)
- امضاي حكم رياست جمهوري يا عزل وي (نظارت بر قوه مجريه)
- رهبر هم چنين ميان سه قوه هماهنگي ايجاد مي كند تا آنها به خوبي بتوانند جامعه ي اسلامي را اداره و مشكلات آن را رفع كنند.

5 – مجلس خبرگان :
مجلس خبرگان از متخصصان امور ديني تشكيل شده و وظيفه آن، انتخاب رهبر و نيز تشخيص صلاحيت رهبري بر اساس معيارهاي قانون اساسي است اعضاي مجلس خبرگان را مردم انتخاب مي كنند.  

  خودآزمايي درس 5 :
1 – تنوع حكومت ها به چه عواملي بستگي دارد؟

به تفاوت در دين، فرهنگ و تاريخ هر كشور بستگي دارد  

2 – حكومت الهي چه ويژگيهايي دارد؟

1. قوانين آن بر اساس دستورات خداوند است ونمايندگان مردم قوانين مخالف دستورات الهي را تصويب نمي كنند.
2 – رهبري آن در دست فردي است كه احكام و دستورات خداوند را به خوبي مي داند تا بتواند راه الهي را تشخيص دهد. سياستمدار باشد تا بتواند از منافع و حقوق مردم در برابر ستمگران دفاع كند، با دشمنان مردم شجاعانه برخورد كند يا بينش اجتماعي داشته باشد، به فكر مردم باشد، و شرايط اجتماعي آن ها را درك كند، با تقوا باشد و با مردم به عدالت رفتار كند.  

3 – چرا حكومت اسلامي ايران از نوع حكومت الهي است؟

زيرا هر دو اين ويژگي را داراست. اولاً قانون اساسي كشور ما بر اساس احكام قرآن نوشته شده. قوانيني كه در مجلس نيز به تصويب برسند نيز نبايد با قوانين الهي و دستورات خداوند مخالف باشند.
و ثانياً : امام خميني بنيانگذار اين حكومت، شخصيتي روحاني، آگاه از دين اسلام و آشنا با امور مردم و جامعه ي خود بودند. ايشان به نمايندگي از طرف مردم حكومت اسلامي را بنا گذاشتند. اكنون هم رهبري در دست فقيهي است كه از مسائل زمان آگاه است.  

  4 – اركان اصلي حكومت اسلامي را نام ببريد.

1-قوه مقننه ، 2- قوه مجريه، 3- قوه قضائيه، 4- رهبري ، مجلس خبرگان  

  5 – رهبر حكومت اسلامي چگونه بر كار قواي سه گانه نظارت مي كند؟

او با اختياراتي كه قانون اساسي به او مي دهد، به ترتيب زير بر كار سه قوه نظارت مي كند: 1- عزل و نصب فقهاي شوراي نگهبان (نظارت بر قوه ي مقننه) 2- عزل و نصب رئيس قوه قضاييه (نظارت بر قوه قضاييه) 3 – امضاي رياست جمهوري يا عزل وي (نظارت بر قوه ي مجريه) رهبر همچنين ميان كار سه قوه هماهنگي ايجاد مي كند. تا آنها بتوانند بخوبي جامعه اسلامي را اداره كنند.  

6 – متخصصان مجلس خبرگان را چه كساني تشكيل مي دهند و اين افراد را چه كساني انتخاب مي كنند؟

متخصصان امور ديني و اعضاي مجلس را مردم انتخاب مي كنند  

7 – حكومت اسلامي ما از نوع ولايت فقيه است يعني چه ؟

يعني سرپرست آن ، شخصيتي روحاني، مسلط به احكام ديني، و مطلع از اداره سياست و اداره جامعه است.  

8 – چرا حكومت ما را جمهوري اسلامي مي نامند؟

زيرا هم مرمي است و هم اسلامي است  

  9 – مهمترين ركن حكومت اسلامي ما را چه ركني تشكيل مي دهند؟

رهبري  

10 – رهبر حكومت اسلامي چه شخصيتي است؟

فقيهي عادل و مطلع از امور زمان و سياستمداري درستكار است.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

چرا به قانون نیاز داریم ؟

بسمه تعالی

چرا به قانون نیاز داریم ؟

حکومت چگونه هماهنگی لازم را در میان این مؤسسات و سازمان ها به وجود می آورد ؟!

حکومت برای هماهنگ کردن کارهای مختلف مؤسسات ، قوانینی را به وجود می آورد و به وسیله ی این قوانین ، روابط میان مؤسسات را تنظیم می کند.

به باید ها و نباید ها ی روزمره که به رفتار ما در زندگی جهت می دهد هنجار می گویند .

 

هنجارها به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتنداز :

1- هنجارهای دینی : این هنجارها بر اساس دستور ات دینی هستند ، مانند این که همه افراد جامعه اسلامی وظیفه دارند عفت عمومی را رعایت کنند و سلامت اخلاقی جامعه را تضمین نمایند . نماز خواندن ، روزه گرفتن و حفظ حجاب اسلامی یک هنجار دینی است .

 2- هنجارهای اجتماعی : این هنجارها به تدریج در زندگی اجتماعی انسانها به وجود آمده و در جامعه تثبیت شده اند ، مانند این که اکثر اعضای جامعه ما سه وعده غذا در روز می خورند ، یک جور لباس می پوشند و...

 

3- هنجارهای حکوتی (قانون ) : حکومت از طریق مجلس قانونگذاری یا طریقه های دیگر ، باید ها و نباید هایی را تعیین می کنند و آنها را برای رعایت و اجرا به افراد جامعه و مؤسسات مختلف ابلاغ می نماید به این نوع هنجارها قانون  گفته می شود . مانند : قانون گذاران خدمت سربازی

 

در طول تاریخ در همه جوامع ، قوانینی وجود داشته است . جامعه بدون قانون مدت زیادی دوام نمی آورد و دیر یا زود از هم می پاشد . کارکردهای قانون عبارتند از :

1- هماهنگ ساختن مؤسسات

2- تنظیم رابطه بین مردم و مؤسسات مختلف

3- رسیدگی به درگیری و منازعات میان مردم و گروهها

4- دفاع از حقوق محرومان د رمقابل ستمگران و زور گویان

 

 

حضرت محمد (ص) فرمودند : وقتی در برادر خود سه صفت دیدی به او امیدوار باش :

حیا و امانت و راستی  و اگر این صفات را ندارد بدو امیدی نداشته باش .

حضرت محمد (ص) فرمودند :

برادر خود را یاری کن چه ستمگر باشد و چه ستم دیده ؛ اگر ستمگر است او را از ستم باز دار و اگر ستم دیده است او را یاری کن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

درس 4 – چرا به قانون نياز داريم ؟

بسمه تعالی

درس 4 – چرا به قانون نياز داريم ؟

در مدرسه شما افرادي هستند كه هر كدام وظيفه خاصي را برعهده دارند. در اين ميان، اگر از عواملي مختلف مدرسه مانند مدير، مربي پرورشي و معلم بپرسيد كه چگونه با انجام وظايف ميان خود هماهنگي ايجاد مي كنند؟ خواهند گفت : ما مطابق مقررات و قوانين مختلف كه به صورت بخشنامه به مدرسه ارسال شده است. بين خود هماهنگي بوجود مي آوريم.
حال به جاي معلم، مدير، معاون و ......مؤسسه هاي مختلف جامعه را در نظر بگيريد.حكومت براي هماهنگ كردن كارهاي مختلف مؤسسات، قوانيني را به وجود مي آورد و به وسيله اين قوانين، روابط ميان مؤسسات را تنظيم مي كند.
شما در زندگي روزمره با «بايدها» و «نبايدهاي » فراواني روبرو هستيد كه به رفتار ما جهت مي دهند و به آنها هنجار مي گويند.
بعضي از اين هنجارها بر اساس دستورات ديني است مثل رعايت عفت عمومي از طرف همه افراد جامعه اسلامي
برخي از هنجارها به تدريج در زندگي اجتماعي انسانها به وجود آمده اند و در جامعه ثبت شده اند. نوع ديگري از هنجار ما وجود دارد كه توسط حكومت به وجود مي آيد يعني حكومت از طريق مجلس قانونگذاري يا از راه هاي ديگر بايد ها و نبايدها را تعيين مي كند و آنها را براي رعايت و اجرا به افراد جامعه و مؤسسات مختلف ابلاغ مي نمايد. به اين نوع هنجارها قانون گفته مي شود.

  اهميت قانون :

گاهي افراد از بعضي از قوانين و مقررات خسته مي شوند و آنها را دست و پا گير مي دانند و حتي ممكن است فكر كنند كه اين قوانين مانع آزادي آنهاست. اما بايد بدانيد كه جامعه بدون قانون به مشكلات جدي دچار مي شود و از نظم و هماهنگي و امنيت محروم مي ماند. بنابراين بايد قوانين و مقرراتي وجود داشته باشند و افرادي نيز باشند كه اين قوانين را اعمال كنند و بر اجراي آنها نظارت داشته باشند. هم چنان گفتيم اين سه مورد از وظايف حكومت است.  

  قانون و هماهنگي مؤسسات :

حكومت با وضع قوانين و مقررات مختلف بين فعاليت هاي گوناگون موسسات جامعه نظم و هماهنگي بوجود مي آورد. بايد بدانيد كه قانون علاوه بر هماهنگ ساختن مؤسسات يك جامعه ، كاركردهاي ديگري نيز دارد كه به چند نمونه از آنها اشاره مي كنيم.
- قانون ، روابط بين مردم و موسسات مختلف را تنظيم مي كند و مشخص مي سازد كه موسسات در مقابل مردم چه وظيفه اي دارند و مردم در برابر مؤسسه ها داراي چه وظايفي هستند.
- به درگيريها و منازعات ميان مردم و گروهها رسيدگي مي كند
- از حقوق محرومان در مقابل ستمگران و زورگويان دفاع مي كند  

  فكر كنيد و پاسخ دهيد درس 4 :
1 – هنجار چيست، دو نمونه از هنجارهاي اجتماعي را نام ببريد.

1.به بايد ها و نبايد هاي روزمره كه به رفتار ما جهت مي دهند هنجار مي گوئيم. مثل خوردن سه وعده غذا در روز
2. پوشيدن لباس يك جور در اجتماع و .......  

  2 – قانون را تعريف كنيد.

هنجارهايي كه توسط حكومت بوجود مي آيد يعني حكومت از طريق مجلس قانون گذاري يا از راههاي ديگر بايدها و نبايدها را تعيين مي كند و آنها را براي رعايت و اجرا به افراد جامعه و مؤسسات ابلاغ مي نمايند، قانون گفته مي شود.  

3 – آيا انسان مي تواند بدون قانون زندگي كند؟ چرا؟

خير، زيرا با مشكلات جدي روبرو مي شود و از نظم و هماهنگي و امنيت محروم مي ماند. جامعه بدون قانون مدت زيادي دوام نمي آورد و از هم مي پاشد.  

4 – حكومت به چه وسيله اي ميان مؤسسات مختلف هماهنگي ايجاد مي كند؟

وضع قوانين و مقررات مختلف  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

چرا به حکومت نیاز داریم ؟

بسمه تعالی

چرا به حکومت نیاز داریم ؟

در بدن انسان ، مغز هماهنگی لازم را میان اعضاء برقرار می سازد . به نظر شما نظم و هماهنگی میان مؤسسات جامعه به چه وسیله ای برقرار می شود ؟

جامعه از تعدادی خانواده تشکیل شده است که نیاز های خود را از طریق مؤسسات رفع می کنند .

جامعه مانند یک کشتی است و اعضای همین خانواده ها بخش های متفاوت آن را اداره می کنند .

 

هم چنانکه دریک کشتی نا خدا در تلاش است که بخش های گوناگون با هماهنگی کامل وظایف خود را انجام دهند جامعه نیز قلمروی مشترکی دارد که مسئولیت حفاظت و هدایت آن بر عهده ی حکومت است . جامعه نیازمند حکومتی است که مسئولیت برقراری نظم و هماهنگی در بخشهای مختلف آن را به عهده بگیرد و امنیت مردم را در مقابل متجاوزان و جنایتکاران داخلی و خارجی حفظ کند .

 

حکومت( Government )مجموعه اعضای هیأت دولت (کابینه ) هستند که اداره ی امور کشور را بر عهده دارند و برخلاف دولت ، دائماً در حکومت تغییر می کند ، حکومت، جزء اساسی دولت است ولی خود دولت نیست . دولت ، نظام سیاسی است و حکومت ، هیأت اجرایی است . 

 

 

حکومت ها در جوامع گوناگون یکسان نیستند اما وظایفی مشابه دارند ، مانند :

1- وضع قانون و مقررات برای اداره ی جامعه

2- تعیین مسئولان برای اجرای قوانین

3- نظارت بر اجرای قوانین و جلوگیری از قانون شکنی

4-حفظ ارزش های دینی و ملی از راه های مختلف ، مانند آموزش در مدارس و رسانه های گروهی

 

حضرت محمد (ص) فرمودند :

چنانکه هستید بر شما حکومت کنند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

درس 3– چرا به حكومت نياز داريم ؟

بسمه تعالی

 درس 3– چرا به حكومت نياز داريم ؟

جامعه از تعدادي خانواده تشكيل شده است كه نيازهاي خود را از طريق مؤسسات رفع مي كند.
جامعه را با يك كشتي مقايسه كنيد. در يك كشتي ناخدا تلاش مي كند كه بخش هاي گوناگون با هماهنگي كامل وظايف خود را انجام دهند. نيازهاي مسافران به زودي برطرف شود و از همه مهم تر ، كشتي مسير خود را به سلامت طي كند. جامعه نيز قلمرو مشتركي دارد كه مسؤوليت حفاظت و هدايت آن برعهده حكومت است. جامعه نيازمند حكومتي است كه مسؤوليت برقراري نظم و هماهنگي در ميان بخش هاي مختلف يك جامعه را به عهده بگيرد و امنيت مردم را در براي متجاوزان و جنايتكاران داخلي و خارجي حفظ كند.
نظم و هماهنگي زماني برقرار مي شود كه همه مؤسسات يك جامعه از مرجعي واحد فرمان بگيرند. در جامعه نيز همه ي مؤسسات از حكومت دستور مي گيرند و تحت نظارت آن فعاليت مي كنند.
از ديرباز اجتماعات انسانها متوجه اين نيازمهم شده اند و به تشكيل حكومت هاي كوچك و بزرگ اقدام كرده اند. نياز جامعه به حكومت نيازي اساسي است و در طول تاريخ، هيچ اجتماعي مشاهده نشده است كه بدون حكومت بتواند به زندگي ادامه دهد.
به هر حال يك جامعه بايد سازماني باشد كه بر همه ي كارهاي مؤسسات نظارت كند و به آنها فرمان دهد تا كارهاي خود را به موقع انجام دهند و نيازهاي مردم را دفع كنند. همان طور كه هر مؤسسه از سوي مردم مأمور است كه نياز خاصي را برطرف كند، حكومت نيز به نمايندگي از طرف مردم وظيفه دارد كه ميان مؤسسات يك جامعه هماهنگي ايجاد كند، در واقع حكومت متعلق به مردم است، مردم را اداره و هدايت مي كند و آنها را از آسيب و خطرهاي داخلي و خارجي در امان نگه مي دارد.  

  وظايف حكومت :

اگر چه حكومت ها در جوامع گوناگون يكسان نيستند، اما وظايفي مشابه برعهده دارند كه به برخي اشاره مي كنيم :
1. وضع قانون و مقررات براي اداره امور جامعه
2. تعيين مسؤولان براي اجراي قوانين
3. نظارت براجراي قانون و جلوگيري از قانون شكني
4. حفظ ارزش هاي ديني و ملي از راههاي مختلف مانند آموزش در مدارس

وظايف يادشده بر عهده همه حكومت هاست. البته يك حكومت اسلامي وظايف ديگري نيز برعهده دارد كه ساير حكومت ها نمي توانند يا نمي خواهند آنها را انجام دهند.
بشر هيچگاه ترديد نداشته كه حكومت و قانون براي اداره جامعه لازم است. اما هميشه اين سؤال مطرح است كه چه كساني شايستگي حكومت كردن را دارند، كدام قانون بايد حكمفرما باشد و قانون را چه كسي بايد وضع كند؟  

  فكر كنيد و پاسخ دهيد . درس 3 :
1 – در يك جامعه، وظايف مؤسسات گوناگون به چه وسيله اي هماهنگ مي شود؟ چگونه ؟

جامعه قلمرو مشتركي دارد كه مسؤوليت حفاظت و هدايت آن برعهده حكومت است . نظم و هماهنگي زماني برقرار مي شود كه همه ي مؤسسات يك جامعه از مرجعي واحد فرمان بگيرند و اين مرجع واحد همان حكومت است.
حكومت مي تواند با برقراري هماهنگي ميان مؤسسات جامعه، مردم را اداره و هدايت كند و آنها را از آسيب ها و خطرات حفظ نمايد.  

2– دو وظيفه از وظايف همه حكومت ها را نام ببريد؟

1. وضع قانون و مقررات براي اداره امور جامعه
2. نظارت بر اجراي قانون و جلوگيري از قانون شكني

  3– آيا جامعه بدون حكومت مي تواند به زندگي خود ادامه دهد؟ چرا؟

خير، زيرا كار همه بخش ها مختل مي شود و مردم قادر نخواهد بود نيازهاي روزمره خود را برطرف كنند.  

  4– آيا جامعه بدون حكومت مي تواند به زندگي خود ادامه دهد؟ چرا؟

خير، زيرا كار همه بخش ها مختل مي شود و مردم قادر نخواهد بود نيازهاي روزمره خود را برطرف كنند.  

5- وظيفه جلوگيري از حمله و تجاوز يك كشور به كشور ديگر برعهده كيست؟

حكومت ،حكومت مي تواند با كمك مردم به مقابله با آن بپردازد و از مردم حمايت و حفاظت كند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

مؤسسات چه زمانی بهتر می توانند نیازهای مارا رفع کنند ؟

بسمه تعالی

مؤسسات چه زمانی بهتر می توانند نیازهای مارا رفع کنند ؟

یک اتومبیل زمانی به خوبی کار می کند که میان اجزای آن هماهنگی و نظم وجود داشته باشد به نظر شما آیا مؤسسات در یک جامعه،می توانند بدون هماهنگی با هم نیاز های متعدد مردم را رفع کنند ؟ چرا؟

برای آن که جامعه به اهداف خود برسد مردم و مؤسسات باید به صورت هماهنگ و یک پارچه عمل کنند . بطور مثال برای اینکه شما بتوانید به تماشای یک مسابقه فوتبال بروید باید مؤسسات مختلفی هنگام انجام خود به طور هماهنگ با مؤسسات دیگر در ارتباط باشند ؛ به عنوان نمونه :

 

رانندگان قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی را مراعات کنند .

اداره ی راهنمایی و رانندگی به وظایف خود به خوبی عمل کند تا رانندگان در سطح شهر با نظم تردد کنند .

 

 اداره ی تربیت بدنی وظایف خود را به خوبی انجام دهد تا شما به آسانی بلیت تهیه کنید در جای خود بنشینید مسابقه را تماشا کنید و بعد هم با راحتی از ورزشگاه خارج شده و با وسیله نقلیه مناسب به خانه برگردید .

 هنگام برگزاری یک مسابقه فوتبال اگر مردم و مؤسسات قوانین و مقررات را رعایت نکنند نظم و هماهنگی از بین می رود و برای تماشاگران و بازیکنان داخل زمین و داور و نیروی انتظامی مشکلاتی بوجود می آید و مسابقه ی رضایت بخشی برگزار نمی شود .

 

 در یک جامعه نیز برای اینکه نظم و هماهنگی برقرار شود لازم است :

1- همه ی مؤسسات به طور هماهنگ با یکدیگر کار کنند .

2- مردم و مؤسسات قوانین و مقررات را رعایت کنند .

3- هر کس به وظایف خود عمل کند .

 

اگر شخصی در انجام وظایف خود به عنوان پزشک یک بیمارستان یا کارمند یک اداره کوتاهی کند نه فقط به دیگران آسیب وارد می کند بلکه خود نیز دچار مشکل می شود  و نمی تواند کارهای خود را طبق انتظار انجام دهد .

 

حضرت محمد (ص) فرمودند :

 دین طلایه دار ندارد مگر ((وظیفه شناسی )) و ((وفا)) و ((حمد ))

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

درس 2– مؤسسات چه زماني بهتر مي توانند نيازهاي ما را رفع كنند؟

 بسمه تعالی

درس 2– مؤسسات چه زماني بهتر مي توانند نيازهاي ما را رفع كنند؟

يك جامعه زماني مي تواند به راحتي به مسير خود ادامه دهد و به هدف هاي خويش دست يابد كه همه مؤسسات آن ، به طور هماهنگ و يكپارچه عمل كنند. به عنوان مثال اگر بخواهيد به تماشاي يك مسابقه فوتبال برويد. براي اين منظور، اول بايد خود را به فروشگاه برسانيد اگر :
1 – رانندگان قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي را مراعات كنند.
2 –اداره راهنمايي و رانندي به وظايف خود به خوبي عمل مي كند تا رانندگان در سطح شهر با نظ تردد كنند.
3- شهرداري نيز كار خود را به خوبي انجام دهد تا در خيابان ها براي رانندگان مشكلي بوجود بيابد.

شما مي توانيد به ورزشگاه برسيد، همان طور كه مشاهده مي كنيد مؤسسات مختلف دست اندركار تدارك و برگزاري يك مسابقه هستند . اين مؤسسات هنگام انجام وظايف خود بايد به طور هماهنگ با مؤسسات ديگر در ارتباط باشند تا يك مسابقه به خوبي برگزار شود. در يك جامعه همه براي برقراري نظم و هماهنگي لازم است.
1 – همه مؤسسات به طور هماهنگ با يكديگر كار كنند.
2 – مردم و موسسات قوانين و مقررات را رعايت كنند
3 – هر كس به وظايف خود عمل كند

چنانچه در جامعه اي :
1 – موسسات با يكديگر هماهنگي نداشته باشند
2 – مردم و مؤسسه ها قوانين و مقررات را رعايت نكنند
3 – هيچكس وظايف خود را به خوبي انجام ندهد
مردم با مشكلات زيادي روبرو مي شوند. زندگي در چنين وضع آشفته اي بسيار دشوار است. از آن چه گفته شد نتيجه مي گيريم كه موسسات علاوه بر اينكه بايد روابط متقابل داشته باشند، لازم است با يكديگر هماهنگ باشند.  

  فكر كنيد و پاسخ دهيد.
1 – براي ايجاد نظم و هماهنگي در جامعه مردم و مؤسسات چه وظايفي برعهده دارند؟

1.وظايف خود را به خوبي انجام دهند.
2. قوانين و مقررات را رعايت كنيد.
3. با يكديگر هماهنگي داشته باشند و با يكديگر روابط متقابل داشته باشند  

2 – اگر كارمندي در وظايف خود كوتاهي كند چه مشكلاتي پيش مي آيد؟

كارهايش انجام نشده باقي مي ماند و كسان ديگري كه در كار خود به او و كارهايش وابسته هستند دچار مشكل شده و در نهايت كار مردم را انجام نمي دهند. و خلل در كار كل مجموعه بوجود مي آيد.  

3– براي برقراري نظم و هماهنگي در يك جامعه لازم است چه اقداماتي صورت گيرد؟

1.همه مؤسسات به طور هماهنگ با هم كار كنند.
2. مردم و مؤسسات قوانين و مقررات را رعايت كنند.
3. هر كس به وظايف خود عمل كند  

4 – يك جامعه در چه زماني مي تواند به راحتي به مسير خود ادامه دهد و به هدف هاي خود دست يابد؟

زماني كه همه مؤسسات آن به طور يكپارچه و هماهنگ عمل كنند.  

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

امروزه نیازهای ما چگونه رفع می شوند ؟

بسمه تعالی

امروزه نیازهای ما چگونه رفع می شوند ؟

   در گذشته بسیاری از نیازها در خانواده و برخی از نیازها در خانواده های دیگر تأمین می شد و مردم از طریق داد و ستد از خدمات یکدیگر بهرمند می شدند، اما مردم بتدریج دریافتند که شیوه ی تأمین نیازها از طریق مؤسسات از هر روشی بهتر است . امروزه مؤسسه های اجتماعی بسیاری از نیازهای انسان را رفع می کنند ؛ مانند

 مدرسه ---> برای رفع نیاز آموزشی

راهنمایی و رانندگی ---> برای رفع نیاز به نظم

بانک ---> برای رفع نیاز اقتصادی

 شهرداری ---> برای رفع نیاز به پاکیزگی محیط

 

بعضی از این مؤسسه ها برای رفع نیازهای مردم به طور مستقیم با آن ها سر کار دارند مانند : مدرسه – بانک – شهرداری

و برخی نیز به طور غیر مستقیم با مردم سرکار دارند مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی

سازمان مدیریت  و برنامه ریزی ، تقویت کننده و هماهنگ کننده ی برنامه های همه ی سازمان هایی است که به طور مستقیم با مردم سرکار دارند .

 

 همانند بدن موجود زنده مؤسسات نیز در عین استقلال روابط نسبتاً پایداری با یکدیگر دارند و کار یکی مکمل دیگری است و با یکدیگر وابستگی متقابل دارند . مؤسسات به دنبال یک هدف مشترک هستند و آن رفع نیازهای جامعه است .

اگر مؤسسه ای مثلاً بانک فعالیت های خود را به خوبی انجام ندهد در کار سایر مؤسسات اختلال وارد می کند و آن ها را با مشکلاتی رو به رو می سازد ، مثلاً در وظایفی که مدرسه به عهده دارد مشکلاتی ایجاد می کند مانند اینکه حقوق کارکنان مدرسه پرداخت نمی شود.

حضرت محمد (ص) فرمودند :

خداوند بندگانی دارد که آن ها را برای رفع حاجات ( نیازهای ) مردم خلق کرده است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

درس 1 – امروزه نيازهاي ما چگونه رفع مي شوند؟

بسمه تعالی

درس اول – امروزه نيازهاي ما چگونه رفع مي شوند؟

در زمان هاي گذشته، بيشتر نيازهاي انسان در محيط خانواده برطرف مي شد، مثلاً خانواده براي بچه ها را براي كار كردن آماده مي كرد و برخي نيازها نيز از خانواده هاي ديگر تأمين مي شد و مردم از راه داد و ستد از خدمات يكديگر بهره مند مي شوند. امروزه مؤسسه هاي اجتماعي بسياري از نيازهاي انسان را دفع مي كنند.
وجود مؤسساتي كه تاكنون با آنها آشنا شده ايد و مردم يك جامعه به طور مستقيم و غيرمستقيم با آن سر و كار دارند، دست به دست همه مي دهند تا بسياري از نيازهاي ما از قبيل نياز به خوراك ، پوشاك ، بهداشت و عدالت و .... را رفع كنند.
بعضي از اين مؤسسات براي رفع نيازهاي مردم به طور مستقيم با آنها سروكار دارند و برخي نيز به طور غيرمستقيم با مردم سر و كار دارند و تقويت كننده و پشتوانه ساير نوسات هستند. براي مثال مردم به طور مستقيم با بانك سرو كار دارند اما با سازمان «مديريت و برنامه ريزي كشور» به طور مستقيم سر و كار ندارند. اين سازمان تقويت كننده و هماهنگ كننده برنامه ي همه سازمانهايي است كه به طور مستقيم با مردم سر و كار دارند.
در بدن موجودات زنده، هر يك از اعضا به انجام دادن فعاليت خاصي مشغول است كه عضو ديگر آن را انجام نمي دهد، مثلاً وظيفه قلب رساندن خون به همه قسمت هاي بدن است و ريه وظيفه دارد اكسيژن مورد نياز بدن را تأمين كند اما در رساندن خون به ساير قسمت هاي بدن نقش ندارند.
در يك جامعه نيز هر مؤسسه، وظيفه يا وظايف خاص خود را داراست و كار آن مستقل از موسسات ديگر است. مقلاً بانك وظيفه ي قلب رساندن خون به همه قسمت هاي بدن است و ريه وظيفه دارد اكسيژن مورد نياز بدن را تأمين كند اما در رساندن خون به ساير قسمت هاي بدن نقشي ندارد.
در يك جامعه نيز هر مؤسسه ، وظيفه يا وظايف خاص خود را داراست و كار آن مستقل از مؤسسات ديگر است. مثلاً بانك وظيفه نقل و انتقال پول را به عهده دارد و مدرسه وظيفه آموزش و تربيت اعضاي جامعه را انجام مي دهد كاري كه بانك انجام مي دهد، مستقل از كار مدرسه است.
در جامعه همه ي مؤسسات روابط نسبتاً پايداري با يكديگر دارند. اين مؤسسه ها در عين حال كه بخشي از نيازهاي مردم يا مؤسسه هاي ديگر را برطرف مي كنند، خود نيز به ساير نوسانات نيازمندند.
به اين ترتيب ، مؤسسات با هم مرتبط مي شوند، كار يكي بر ديگري تأثير مي گذارد و كار يكي مكمل كار ديگري است. از اين رو مي توانيم بگوييم كه همه ي مؤسسات به يكديگر وابستگي متقابل دارند و به دنبال يك هدف مشترك هستند و آن رفع نيازهاي جامعه است. اگر مؤسسه اي كار خود را خوب انجام ندهد در كار ساير مؤسسات خلل وارد مي كند و آنها را با مشكلاتي رو به رو مي سازد.

  فكر كنيد و پاسخ دهيد ، فصل اول :
1 – به نظر شما كار مؤسسات در يك جامعه تا چه اندازه به كار اعضاي بدن موجودات زنده شبيه است؟

همان طور كه در بدن موجودات زنده، هر عضو يك كار و يك وظيفه خاص را برعهده دارد. كار موسسات هم در جامعه به همين گونه است و همانگونه كه اعضاي بدن با يكديگر مي توانند نظم داخلي و سلامت بدن را يجاد كنند. مؤسسات نيز در كنار هم و در راستاي فعاليت هم مي توانند با برطرف كردن نياز اجتماع، جامعه را در حال سلامت و شكوفايي قرار دهند.

2 – آيا استقلال مؤسسات در جامعه به معناي آن است كه اين مؤسسه ها با يكديگر هيچ ارتباطي ندارند؟

خير، اين فرضيه صحيح نيست . مؤسسه ها در ظاهر با هم تفاوتند و فعاليت هر يك با يكديگر متفاوت است. اما اگر يك مؤسسه در كنار مؤسسه ديگر نباشد و فعاليت نكندف موسسه اول دچار اشكال خواهد شد.مثلاً اگر بانك نتواند كار خود را به خوبي انجام دهد ، در وظايف مدرسه مشكل ايجاد خواهد شد.  

3 – اين نكته را كه مردم با مؤسسات بطور مستقيم و غيرمستقيم سر و كار دارند را توضيح دهيد.

يعني اينكه، مردم مستقيماً براي رفع مشكلات خود به بعضي نوسات مراجعه مي كنند مانند بانك ها و مراكز اقتصادي . اما بعضي مؤسسات بطور غيرمستقيم براي رفاه حال مردم فعاليت مي كنند و پشتوانه ي سايرموسسات هستند و كار و فعاليت ساير سازمان ها را برنامه ريزي مي نمايند.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:1  توسط ایمان محمدی  | 

آغاز

 بسمه تعالی

به امید خدا این وبلاگ که اسمش اجتماعي سال سوم راهنمايي هست رو برای درس (تعلیمات اجتماعی) پایه سوم راهنمایی سال هشتاد و هشت - هشتاد و نه ساختم و امیدوارم که آقای شاهولی دبیر مربوطه خوشش بیاد و یه نمره خوبی به گروه ما ( ایمان محمدی - رضا کاووسی )بده.                                               

آقای شاهولی اگه دیدی حتماْ یه نظری بده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  | 

ایمان محمدی

بسمه تعالی

من ايمان محمدي هستم و در تاريخ 9/12/1374 به دنيا آمدم و اكنون در كلاس سوم 4 مدرسه شهيد محمد حسين فهميده شهرستان ايذه مشغول درس خواندن هستم .

آقای شاهولی اگه دیدی حتماً یه نظر بده

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:0  توسط ایمان محمدی  |